چرا یهویی همگی به اتفاق هم گیر میدین به من (با شما نیستما)
باشه گیر بدین خیالی نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
ببخشید یه مدت بیخبر ول کردم رفتم ...... حالم فکر کنم خوبه.....یعنی به طرز عجیب و شگفت اوری حسای خوبو بدم قاطی شدند....نمیشه تفکیکشون کرد!!!!!!!
گاهی بی بهونه بهونه میگیرم گاهی شارژ میشود گاهی دلتنگ..........اوووووووووووووووه چمه من؟ چرا اینجوری حرف میزنم هان؟
به فاطی گفتم که مریم هم از بیماریش خبر داره یعنی من بهش گفتم یعنی این بلاگو خوند فهمید دیگه!!!!دلخوره شدید....و در پی تلافی....مریمم که دیگه هیچی تا حالا واسه من گریه هاشو میکرد حالا میره جلو خودش هر چی هم میگم نکن میگه نمیتونم....فاطی هم فحشاشو به من میده میگه روزی ۱۰۰۰بار لعنتت میکنم که به مریم گفتی و اینجوری نا ارومش کردی......اه چرا من هر چی میگم یه جوره دیگه میشه ....چرا؟...نه فقط در این زمینه ها کلا دارم یه چیزه دیگه میگم طرفم برداشتش اصلا یه چیزه دیگه میشه!!!!!چرا؟مااااااااامااان