تبليغاتX
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند...

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند...
واسه قشنگی نیست!!!واسه دله خودمه....
بوی عید میاد

بوی عید میاد....شما هم حس میکنید؟یا من ۲باره زودتر الکی الکی رفتم تو حس.....عید پارسال و ساله قبلش که یادم میاد.................... نه نه دیگه به چیزای بد فکر نمیکنم....میدونم نباید به خودم تلقین منفی کنم....پس با انرژی هر چه تمام تر .....ساله جدید سلاااااااااااااااااام...قراره امسال کلی خوش باشم پر از عشق باشم....قراره کنکور قبول شم اونم چی؟یه رشته خووووووووووووب!!!قراره خیلی چیزای خوبو واسه اولین بار تجربه کنم بدونه اون ترسی که توی چند پست قبل گفتم اخه یککی بام حرف زدو ترسمو از بین برد...پس سال جدید خیلی ساله خوبیه مطمئنم....بچه ها واسم دعا کنید....البته کدوم بچه ها؟انگاری یه مدتیه کم سر میزنم همه پریدن دیگه کسی از ما یادی نمیکند جز اندکی.....هییییییییییییییییی...

+چرا به همین راحتی ای که دارم تایپ میکنم نمیتونم حرف بزنم؟

+ببخشید اگه به رفقا سر نمیزنم مجدد مثلااااا در گیره کنکورم

+مجدد میگم ۴ ماهه دیگه کنکوره من چرا درس نمیخونم؟

+کار نداری؟بای


لينك | نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:12 بعد از ظهر توسط جوجو|
عنوانه وبلاگ
باید یه چیزی بنویسم اما چی؟

واقعا واقعا واقعا دارم به این جمله ای که واسه عنوانه وبلاگ نوشتم معتقد میشم:

قصه همین بود تو یه برگی تو این باد

 

 


لينك | نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 8:2 بعد از ظهر توسط جوجو|
میمانمو میرویم در سنگری از یک اغوش!!!!
سلام...سلام...سلام...جدی جدی هیچی تو مغزم نیس که بنویسم!!!!خیلی عجیبه.....یه ذره به هم ریختم هم از نظر جسمی هم از نظر روحی جسمی رو میدونم چرا ولی روحی رو نه در واقع الان باید از نظر روحی در بهترین شرایط باشم ولی برعکسه....میترسم از همه چیز ........اه ه ه ه ه کنکورم که ........اقامن همین جا اعلام میدارم که من قصد قبولی در کنکور سراسری سال۸۷رو ندااااااااارم....بگو به شما چه......اه چرا دارم من چرت میگم...همیشه چرت گفتم ...همون تو مغزم هیچی واسه نوشتن نباشه بهتره............میترسمممممممممم

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو کجایی؟میدونم هستی ولی چرا من گمت کردم چرا نمیبینمت ....خودتو بهم نشون بده تا اروم شمممم.میترسم که همش خواب باشه که اشتباه کرده باشم که اشتباه کنم که..........اونی نباشم که باید باشم....انگاری خودمم دندم میخاره هاااااااااااا بگو اگه وقتی به یاد میاری اذیت میشی چرا ۲باره میری سراغشون..............ای خدا .............خوب بگو مرض داری درد داری؟ مشکل روانی داری...بچسب به زیبایی الاااااااااان..........ولی میژیترسمااا


لينك | نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 5:45 بعد از ظهر توسط جوجو|
باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم تو در من................................
                            

(عکسه دیگه!!!!چی کار داری چیه؟))

سلام

اولا چتونه چرا دعوا میکنید دارید؟

دوما من چرا اخیرا دیگه حسه نوشتن ندارم خیلی چیزا به ذهنم میخوره واسه نوشتن ولی .....

بعدشم ناسلامتی مثه اینکه یه ۴ماهه دیگه من کنکور دارما ولی هنوزم خوندنم تفریحیه میخونماااااا ولی تفریحی.اقا بیاید منو بشونید سره درسم!!!

عرضم به حضورتون که ....مدتی است به شدت حساااااااااااااااااس و زودرنج شده ایم مجدد!!!!!هوای مارا داشته باشید پلیز!!!

و امسال که دیگه ازمون گذشتو زیاد شیطونی نکردیم(زیاد!!!) ولی یه چیزای باحال از قبلنا یادم امد که حسش نی بتایپم........

همین فیلا بابای


لينك | نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 7:34 قبل از ظهر توسط جوجو|