بوی عید میاد....شما هم حس میکنید؟یا من ۲باره زودتر الکی الکی رفتم تو حس.....عید پارسال و ساله قبلش که یادم میاد.................... نه نه دیگه به چیزای بد فکر نمیکنم....میدونم نباید به خودم تلقین منفی کنم....پس با انرژی هر چه تمام تر .....ساله جدید سلاااااااااااااااااام...قراره امسال کلی خوش باشم پر از عشق باشم....قراره کنکور قبول شم اونم چی؟یه رشته خووووووووووووب!!!قراره خیلی چیزای خوبو واسه اولین بار تجربه کنم بدونه اون ترسی که توی چند پست قبل گفتم اخه یککی بام حرف زدو ترسمو از بین برد...پس سال جدید خیلی ساله خوبیه مطمئنم....بچه ها واسم دعا کنید....البته کدوم بچه ها؟انگاری یه مدتیه کم سر میزنم همه پریدن دیگه کسی از ما یادی نمیکند جز اندکی.....هییییییییییییییییی...
+چرا به همین راحتی ای که دارم تایپ میکنم نمیتونم حرف بزنم؟
+ببخشید اگه به رفقا سر نمیزنم مجدد مثلااااا در گیره کنکورم
+مجدد میگم ۴ ماهه دیگه کنکوره من چرا درس نمیخونم؟
+کار نداری؟بای
واقعا واقعا واقعا دارم به این جمله ای که واسه عنوانه وبلاگ نوشتم معتقد میشم:
قصه همین بود تو یه برگی تو این باد
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو کجایی؟میدونم هستی ولی چرا من گمت کردم چرا نمیبینمت ....خودتو بهم نشون بده تا اروم شمممم.میترسم که همش خواب باشه که اشتباه کرده باشم که اشتباه کنم که..........اونی نباشم که باید باشم....انگاری خودمم دندم میخاره هاااااااااااا بگو اگه وقتی به یاد میاری اذیت میشی چرا ۲باره میری سراغشون..............ای خدا .............خوب بگو مرض داری درد داری؟ مشکل روانی داری...بچسب به زیبایی الاااااااااان..........ولی میژیترسمااا![]()
(عکسه دیگه!!!!چی کار داری چیه؟))
سلام
اولا چتونه چرا دعوا میکنید دارید؟![]()
دوما من چرا اخیرا دیگه حسه نوشتن ندارم خیلی چیزا به ذهنم میخوره واسه نوشتن ولی .....![]()
بعدشم ناسلامتی مثه اینکه یه ۴ماهه دیگه من کنکور دارما ولی هنوزم خوندنم تفریحیه میخونماااااا ولی تفریحی.اقا بیاید منو بشونید سره درسم!!!![]()
عرضم به حضورتون که ....مدتی است به شدت حساااااااااااااااااس و زودرنج شده ایم مجدد!!!!!هوای مارا داشته باشید پلیز!!
!
و امسال که دیگه ازمون گذشتو زیاد شیطونی نکردیم(زیاد!!!) ولی یه چیزای باحال از قبلنا یادم امد که حسش نی بتایپم........![]()
همین فیلا بابای