تبليغاتX
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند...

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند...
واسه قشنگی نیست!!!واسه دله خودمه....
لحظه ها را با تو بودن در نگاه تو شکفتن حسه عشقو در تو دیدن.....مثه رویای تو خوابه
اپ ویژه ای که گفتم + یه اپه دیگه که شاید فردا اومدم گذاشتم فیلا باشه طلبتون...

این اپم خلاصه میکنم تو همون عنوان....که نصفه شبی ......

برای تو ......

الان فردا شده!اینم از این!

سارا جونم تولده ۱ سالگیت مبارک


لينك | نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 2:1 قبل از ظهر توسط جوجو|
پیوندتان مبارک
سلام

ما قصد بر این داشتیم که بعد خلوت شدن خانه و رفتن مهمانها اپی مخصوص داشته باشیم اما بعد از شنبه و داشتن یه روز خاص(مراجعه شود به پست قبلی)این چند روز را در عالم هپروت سپری کرده و فراموش کردیم!تا به امروز و حال نیز به دلیلی که بعدا میگوییم(در اپهای بعد که به جای خود ان نیز به اپی مخصوص احتیاج دارد)باز سرمان شلوغ میشود و مجبوریم اپ اینبار رامختصر و مفید کنیم.....

قبل از ان اشاره داریم که این وسطه انتخاب رشته نیز مد نظر بود که با تنوع بسیار زیاد رشته ها انجام شد و شما لطف کرده دعایی در حق ما انجام دهید که انشاا... رشته ای خوب از این تنوع قبول شویم!

و اما موضوع این بود که روز ۵شنبه ۱۰ مرداد بعد از ماجراهای بسیار بالاخره اق داداش ما رفت قاطی مرغا!یعنی:

داداشه گلم محمود و زن داداشه گلترم سما...

پیوندتان مبارک

 اوه داشت یادم میرفت!

فرا رسیدن اعیاد شعبانیه هم تبریک میگم

بای


لينك | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط جوجو|
دوست دارم.....
شنبه ۱۲مرداد ۱۳۸۷

یه روز خاص .....واسه من ....هیچ وقت فراموش نکن .....یه روز خاص که مثه همه ی روزای خاصه دیگه خیلی زود تموم شد.... هیچ وقت فراموش نکن توی ذهنت ثبت کن...ثانیه به ثانیشو ضبط کن ..... شایئ دیگه هیچ وقت تکرار نشه.....

به همین زودی دلم تنگ شد......


لينك | نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط جوجو|
بیخیال
سلام

من واقعا چرا نمیتونم دیگه بنویسم....حتی وقتی چیزی برای نوشتن دارم!شاید چون مدتیه به حرف زدن عادت کردم!!!!!!خودم کردم که لعنت بر خودم باد.....چون جدیدا دیگه حرف هم نمیتونم بزنم!

نتایج بد جور حالمو گرفت بیش از اینا به خودم امیدوار بودم!


لينك | نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 0:11 قبل از ظهر توسط جوجو|
نتایج اومده
سلام

خوبین

بابا من حالم خوشه

فقط اصی حسه نوشتن ندارم واقعا موندم قدیما چطوری اینقده مینوشتم....

به هر حال اومدم بگم...نتایج کنکورو زدن ....مجازم ....که البته اینو خودمم میدونستم و کاره سختی هم نبوده....ولی رتبم اصی خوب نی....خدا کنه یه کم تو انتخاب رشته شانس بیارم....

بیخیال

بای


لينك | نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 9:49 قبل از ظهر توسط جوجو|