تبليغاتX
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند...

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند...
واسه قشنگی نیست!!!واسه دله خودمه....
ای خدا دلگیرم ولی احساسه غم نمیکنم چون با تو ام ییش کسی سرم رو خم نمیکنم
سلام سلام سلااااااااااااااااااااااااام 

جز غرغر کردنو بدو بیراه گفتن هیچ حرفی ندارم ....یس جهت رعایت شئونات اخلاقی

 


لينك | نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط جوجو|
2باره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه....
سلام خوبین؟کجایین؟من کجام؟کی کجاس؟نی دونم چرا یه مدته بیش از اندازه دیوونه بازی در میارم...قبلا دیوونه بازی در میووردم ولی نه در این حد!!!زیاد به هم میریزم زیاد گریه زاری میکنم...و زیاد هم از کارام یشیمون میشم .....نمیدونم احخ ادم میاد تو نت حرف بزنه؟ خوب اره میاد دیگه....اینم از اون حرفا بودا!!!!

دانشگاه؟خوب به معنای واقعی ییام نور ۲ روز تا حالا رفتم دانشگاه!!!!روز اول که هیچی...روز دوم هم رفتیم فهمیدیم کلاس بعد از ظهر کنسله ما هم کلاس ادبیات را به دلیل مزخرف بودن استادش بیخیل شدیم اومدیم خونه!!!البته فعلا رو مفرد کنید غیر از اخری که برای عدم سر رفتن حوصله تا کمی از راه یکی را مجبور به همراهی کردم........بیخیال..

سرتو بالا بگیر تا هنوز دیر نشده 

تا دلم زیر فشار غصه هات ییر نشده

سرتو بالا بگیر ....

من تحملم کمه تو دلم به حده کافی یره غصه و غمه

سرتو بالا بگیر من کنارتم هنوز

چی اووردم به سرت که مینالی شب و روز 

من خودم اینجا غریبم جز تو هیچکیو ندارم

گله من تحملم کن که یکم دووم بیارم

تویه لحظه های دلگیر این تو خاطرت بمونه

که همون یه قطره اشکت زندگیمو میسوزونه

تو یست قبلی گتم که به خدا نگفتم ارومم کن ولی حالا میگم خدا.....خدا....خدا میدونم بدم....نا فرمانی خیلی کردم....توبه خیلی شکستم...ولی تو ببخش ارومم کن که با نا ارومیام دارم یکی دیگه رو نا اروم میکنم......کاش میدونستم باید چی کار کنم.......کاش میتونستم کاری بکنم کاش به همین وضع راضی میشدمو اروم میشدم....مثه اولا......

دلم میخواد دیوونه بازی در بیارم .....بزنم همه چیو خورد کنم....داد بزنم.....به همه بگم.....تو گلوم گیر کرده!!کاش میشد به همه بگم...


لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 0:32 قبل از ظهر توسط جوجو|
سبحانک یا لااله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب

اخرین شب قدر رسید .....شبای قدر یاد توبه میوفتم.....توبه ی شب قدرمون یادت نره....هیچ وقت یادت نره....

اومدم بگم خدایا کمکم کن آروم شم ...ولی پشیمون شدم...دیدم این چند روز توی این نا آرومیام...بیشتر به یاد خدا بودم....کمتر ازش غافل بودم.....پس خدایا بذار تو همین حال بمونم شاید از این به بعد واسه ی آروم کردن خودم همیشه اومدم پیش خودت ...نر فتم سراغ خلق..........

                                                 

التماس دعا


لينك | نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط جوجو|