|
سلام طبق معمول ذهنم پراکندسو نمیدونم چی بنویسم ولی دلمم میخواد بنویسم..اوووووه خیلی اتفاقا افتاد ....راه چادگان که اینا اینقدر بحث کردند که اخرش ماشینمون قهر کردو گفت دیگه نمیاام سر حرفشم موند و مجبور شدیم کلی منتظر شیم تا یه ماشین دیگه بیادو به زور ببردش.اونجا هم نشد حتی یه دونه ماهی گرفت قبلا میشد گرفتا مگه اینکه تو این چند سالی که ما نرفتیم بلایی سر ماهیاش اومده باشه یا باهوش تر شده باشن.....از مثلا پیاد رویام به سفارش تو که گیر ندی داری چاق میشی!!!از از نزدیک شدن امتحانا و افسوس خوردن که چرا در طول ترم درس نخوندی هییییچ سر کلاسا هم نرفتی....و طبق معمول مثلا درس خوندنای مااا باز من گاهی میخونم تو که دیگه هیچی..مخصوصا از وقتی این نی نی شیطون با نمک اومده ...قربونش برم الهی ....(اخرش من و تو راهی ... میشیم با این ....)(ببخشید یه موضوع کاملا شخصی بود)...از به هم ریختن یهوییو بودن تو که خودش خیلی اروم کنندس...از یاد آوری ماه پیش این موقع... امروز نرفتم امتحان میانترم بدم اخه حالم خوب نبود و البته چیزی هم نخونده بودم...این موضوع زیاد مهم نیست یعنی اصلا دادن میانترم مهم نیست فقط دادنش باعث میشه استاد باهات خوب بشه و اگه احیانا جایی گیر کردیو احیانا کاری از دستش بر میاد کوتاهی نکننهه!!!عجب سیستم باحالیه هاااا.... چرااز حال و هوای نت اومدم بیرون حس میکنم قبلا یه جوره دیگه بودا بیشتر حال میداد ولی حالا یه حالیه خوشم نمیاد ازش...بیخیل شاید واسه اینه که دیگه دوستی ندارم اینجا... | |
|
|